تبلیغات
♥♥♪♪♪مَـنـــ و خُـــــدا ♪♪♪♥♥ - ♥ مـنم سحر ... ♥
سلام خدا ...

سحرم .

میشناسیم؟؟

یا دقیق بگم کدوم سحر ؟؟

میگم .

سحرم 17ساله .

پشت کنکوریم .

17سالمه اما کوه درد رو دلمه .

17سالمه اما اندازه ی 65ساله گناه کردم .

17سالمه اما اندازه ی 65ساله خورد شدم .

17سالمه اما ی بغض 65ساله داره له میکنتم .

17سالمه اما اندازه ی 65ساله میدونم.

کدوم درد ؟؟

درد اشتباهاتم ...

درد تنهاییم ...

درد گم شدن ...

گم شدن چی؟؟

گم شدن چی ن خداجون گم شدن کی!!

آره من خودمو گم کردم .

کدوم گناه ؟؟

گناهم خودمم ...خودم .

چ له شدنی؟؟

له شدن خودم اون روزی 100 بار .

چیو میدونم ؟؟

آها ...

اومدی سر اصل مطلب .

میدونم ...

میدونم میبینی و ساکتی !

میدونم میبینی و ساکتی !

میدونم میبینی و ساکتی !

شناختی؟؟

پس چرا نگاه نمیکنی بهم؟؟

به اشکام ...

به غمام ...

مگ نگفتی پناه تنهاهایی؟؟

من تنهام پس کجایی؟؟

مگ نگفتی بخشنده مهربانی؟؟

من گناهکارم پس چرا قهری؟؟
مگ نگفتی دستی ک سمتت بیاد و میگیری؟؟

پس چرا دستای من آواره ان؟؟؟؟

نگام کن ...

دیگ بریدم ...

ب ر ی د م !!!

دیگ از پس خودم برنمیام ...

از ته دلم ...

از ته همون دلی ک ب عشق خودت تاالان سکوت کرده ...

میخوام از ته همین دل التماست کنم ...

التماست کنم بیا منو از دنیا پس بگیر ...

ب همون ابوالفضل ک خاطرش برام عزیزتر ازجونه بریدم ...

فقط ی بغل میخوام از جنس خودت ...

بریدم ...

بیا ...

وسلام .



دلم ،

زمزم برای چشم های مرده میخواهد

دلم یک جمکرانِ خیس ِ باران خورده میخواهد...

°اللهم عجل لولیک الفرج°



تاریخ : جمعه 10 بهمن 1393 | 03:14 ب.ظ | نویسنده : kozet :) | نظرات()