تبلیغات
♥♥♪♪♪مَـنـــ و خُـــــدا ♪♪♪♥♥ - ♥ششمین پست ماه رمضونی ...♥



گفتم خدا , آمد ندا 

گفتا بگو , ای بنده ام 

گفتم خدا , شرمنده ام 

بس که گنه , من کرده ام 

گشته سیاه , پرونده ام 

آمد ندا , ای بنده ام 

بخشنده ام , بخشنده ام







فکرم همــــه جا هســت !

ولی پیش ِ « خـــــدا » نیـــست ...

" سجاده ی زر دوز "

که محراب دعا نیست !

از شدت ِ اخلاص ِ من ، عالم شده حیران !

تعریف نباشد !

ابداً قصـــــد ریـــا نیست !!

از کمّیّت ِ کار :

که هر روز سه وعده‌ !

از کیفیت ـَش نیز ،

همین بس که قضا نیست !

یک ذره فقط

کُندتر از " سرعت نور " است ...

هر رکعت ِ من حائز عنوان ِ جهانی است !!!

شاعر ، سعید طلایی












می رسد روزی که روی کعبه پرچم می زند
.

نعره مستانه ای در کل عالم می زند
.
.
.








تیغ بر می دارد از دین خدا دم می زند
.

بوسه بر پایش کنار مکه زمزم می زند
.

سامرا، کرببلا٬ یک سر به مشهد می زند
.

روی قبر حضرت صدیقه گنبد می زند
.

چون حسین بن علی او با شجاعت می رسد
.
با سپاهش مثل کوهی با صلابت می رسد
.

سیصد و اندی نفر با سیل غیرت می رسد
.

روی دوشش پرچم سبز ولایت می رسد
.
عدل و داد مرتضایی را به عالم می دهد

مطمئنم او که برگردد نجاتم می دهد

در عراق و سوریه یکباره غوغا می کند

 زخم قبر عمه جانش را مداوا می کند

داعش بی شرم را رسوای دنیا می کند

 می زند سرهایشان را حق تماشا می کند

کاشکی روز ظهورش مست آقا شیم ما

کاشکی روز ظهور حضرتش باشیم ما



تاریخ : سه شنبه 9 تیر 1394 | 12:59 ب.ظ | نویسنده : kozet :) | نظرات()